<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://seraat.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">در حريم اهل بيت(ع)</title>
	<link href="http://seraat.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Wed, 20 Aug 2008 22:20:21 GMT</updated>
	<author><name>خانگل زاده</name></author>

	<openSearch:totalResults>5</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>5</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:seraat.ParsiBlog.com/453128.htm</id>
<updated>Tue, 25 Mar 2008 16:34:00 GMT</updated>
<title type="text">دزدكي شنيدن ممنوع</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خيلي خلاصه و خودماني::&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خيلي حرف ها غير خصوصي است و شايد آن قدر بي اهمّيت است كه اگر همه بفهمند طوري نمي شود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعضي حرفها هم مهمّ است ولي باز هم اگر&amp;nbsp; ديگران بفهمند ،نه آسمان به زمين مي آيد ونه زمين به آسمان مي رود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولي برخي حرفها ،خصوصي است و به قول&amp;nbsp; برخي«دزدكي شنيدن ممنوع!»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمودند::«وقتي دو&amp;nbsp; شخص آهسته (خصوصي) سخن مي گويند به خلوت آنها وارد نشويد»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستي!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصلا شايد روزي آن دو نفر خودمان شويم آنوقت هم دوست داريم كسي پاگوش باشه و حرفهاي خصوصي ما را گوش كنه؟؟؟؟؟؟؟؟ &lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://seraat.ParsiBlog.com/453128.htm" title="دزدكي شنيدن ممنوع" type="text/html" />
<author><name>خانگل زاده</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:seraat.ParsiBlog.com/313001.htm</id>
<updated>Sun, 21 Oct 2007 11:39:00 GMT</updated>
<title type="text">نفرين  يا دعا! كدام بهتر است؟</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;دندانهايت را به هم مي فشاري وناگهان جيغي مي كشي:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا ذليلت كنه،واگر هم خيلي ناراحتت كرده باشه:ادامه اش را اينطوري پي مي گيريم::&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الهي كه زير قطار بري ،خدا يا خبر مرگش رو همين امروز(فردا كمي ديره) برام بياور، الهي كه زير كاميون (ببخشيد:18 چرخ)بري!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بيچاره !كافيه كه فقط يكي از اين نفرين هاي برخاسته از عمق جان در حقّ او مستجاب بشه.(چي شود!!)آن وقت بايد منتظر مراسم ختم و هفت و چهلمش و... باشيم،خدا رحمتش كنه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولي فرداي همان روز كه به در و ديوار&amp;nbsp; خيره شده اي ،تا اطّلاعيه اش را پيدا كني ،چشمهات خيره مي شود&amp;nbsp; وبه جاي عكس اون مرحوم و يا مرحومه،خودش را مي بيني!از تعجّب شاخ در مياري؛&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اينجاست كه پي به ارزش اين حديث نبوي مي بريم كه فرموده اند::&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;::«من از خدا خواسته ام كه نفرين دوست را در حقّ دوست مستجاب نكند»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا فهميدي چرا اون بيچاره كه شما ديروز براي مردنش اونهمه خدا رو صدا زدي و&amp;nbsp; به بهانه اون دائم به ياد خدا بودي :هنوز زنده است؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ّپس بهتره كه بيائيم و بجاي نفرين براي همديگه ، دعا را براي هم بيشتر كنيم و حتي در نهايت عصبانيّت خيلي مي خواهيم عقده خالي كنيم اينطور بگوئيم:؛&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا يا !گفتار واعمالشو درست كن تا اينقدر&amp;nbsp; روي اعصاب ما راه نره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين پست را&amp;nbsp; را بنا به درخواست يكي از بازديدكنندگان وبلاگ از بخش آرشيو ،دوباره آورده ام&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://seraat.ParsiBlog.com/313001.htm" title="نفرين  يا دعا! كدام بهتر است؟" type="text/html" />
<author><name>خانگل زاده</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:seraat.ParsiBlog.com/198645.htm</id>
<updated>Tue, 10 Apr 2007 16:04:00 GMT</updated>
<title type="text">روزي انسان</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;بنام خدا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000080&gt;&lt;STRONG&gt;حضرت علي (ع) مي فرمايند::&amp;nbsp; روزي دو گونه است: &lt;FONT color=#808040&gt;يکي آن که تو در جستجوي آن هستي و ديگري آن که تو را مي جويد که اگر به دنبال آن نروي،‌ به سراغ تو مي آيد. فکر و اندوه سال آينده را بر فکر و اندوه امروز، اضافه مکن که براي رسيدگي به مشکلات هر روز، آن روز کافي است. اگر سال آينده جزء عمرت باشد، خداوند هر روز روزي تازه مي‌دهد و اگر از عمرت نباشد، چرا غم و اندوه چيزي بخوري که مربوط به تو نيست؟ بدان کسي پيش از تو، به روزي تو نمي رسد و آن را از دست تو نمي تواند خارج کند و آن چه براي تو مقدّر شده،‌ هرگز نمي تواند آن را به تأخير اندازد&quot;&lt;/FONT&gt;. روايت فوق و مانند آن براي جلوگيري از صفت مذموم حرص و زياده طلبي است، هر چند انسان وظيفه دارد براي امرار معاش و کسب روزي به فعاليت بپردازد، اما از اين نکته نبايد غفلت ورزد که همه چيز بر اساس محاسبات بشري حاصل نمي شود. خداوند در قرآن مي‌فرمايد: &quot;&lt;FONT color=#004080&gt;و في السماء رزقکم؛&lt;/FONT&gt; روزي شما در آسمان مقدّر شده است&quot;. از اين رو خداوند گاهي به بعضي آفريده ها به گونه اي روزي مي‌رساند که صد عاقل در آن حيران بماند. امام علي(ع) مي‌فرمايد: &quot;اگر دست يابي به روزي،‌ تنها به انديشه و عقل بود؛ نبايد چهار پايان و نادانان که فاقد عقل و انديشه و تدبيرند، به زندگي خود ادامه دهند&quot;.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000080&gt;&lt;STRONG&gt;سعدي مي‌گويد:&amp;nbsp; &lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;FONT color=#008080&gt; چنان روزي به نادانان رساند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;که صد عاقل در آن حيران بماند&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;به اين روزي که براي همه تضمين شده است &quot;روزي مقسوم&quot;‌ مي‌گويند: شهريار مي‌گويد:&lt;BR&gt;رزق مقسوم برات است،‌نباشي مغموم در سر وعده وصول است براتِ مقسوم&lt;BR&gt;ما و اين رزق مقدّر پي هم مي گرديم تا کجــا دست بيــابيم به وقت معــلوم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://seraat.ParsiBlog.com/198645.htm" title="روزي انسان" type="text/html" />
<author><name>خانگل زاده</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:seraat.ParsiBlog.com/182603.htm</id>
<updated>Sat, 10 Mar 2007 17:32:00 GMT</updated>
<title type="text">اربعين بلوغ عاشوراء</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#8000ff&gt;&lt;STRONG&gt;در غروب عطش آلود، وقتى برق شقاوت خنجرى آبگون بر حنجره آخرين شهيد نشست. وقتى صداى شكستن استخوان در گوش سم‏ها پيچيد و آنگاه كه خيمه‏ها در رقص شعله‏ها گم شدند، جلادان همه چيز را تمام شده انگاشتند. هشتاد و چهار كودك و زن، در ازدحام نيزه و شمشير، از ساحل گودالى كه همه هستى‏شان را در آغوش گرفته بود، گذشتند. تازيانه در پى تازيانه ، تحقير و توهين و قاه ‏قاهى كه با آه آه كودكان گره مى‏خورد ، گستره ميدان شعله‏ ور را مى‏پوشاند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#8000ff&gt;&lt;STRONG&gt;دشمن به جشن و سرور ايستاده است و نوازندگان، دست افشان و پايكوبان، در كوچه‏هاى آراسته، به انتظار كاروانى هستند كه با هفتاد و دو داغ، با هفتاد و دو پرچم، با شكسته‏ترين دل و تاول‏زده‏ترين پا، به ضيافت تمسخر، طعنه، خاكستر و خنده آمده است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#8000ff&gt;&lt;STRONG&gt;زنان با تمامى زيورآلاتشان به تماشا آمده‏اند. همه را انديشه اين است كه با فرو نشستن سرها بر نيزه، همه سرها فرو شكسته است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#8000ff&gt;&lt;STRONG&gt;اما خروش رعدگونه زينب‏عليها السلام، آذرخش خشم سجادعليه السلام و زمزمه حسين‏عليه السلام بر نيزه، همه چيز را شكست. شهر يكپارچه ضجه،اشك و ناله شد و باران كلام زينب جان‏ها را شست و آفتاب را از پس غبارها و پرده‏ها به ميهمانىچشمهاي بسته آورد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#8000ff&gt;&lt;STRONG&gt;چهل روز گذشت. حقيقت، عريان‏تر و زلال‏تر از هميشه از افق خون سربرآورد. كربلا به بلوغ خويش رسيد و جوشش خون شهيد، خاشاك ستم را به بازى گرفت. خونى كه آن روز در غريبانه‏ترين غروب، در گمنام‏ترين زمين، در عطشناك‏ترين لحظه بر خاك چكه كرد، در آوندهاى زمين جارى شد و رگ‏هاى خاك را به جنبش،جوشش و رويش خواند. چهل روز آسمان در سوگ قربانيان كربلا گريست و هستى، داغدار مظلوميت‏حسين‏عليه السلام شد. چهل روز، ضرورت هميشه بلوغ است و مرز رسيدن به تكامل است ، مگر ما سرما و گرما را به «چله‏» نمى‏شناسيم و مگر ميعادگاه موسى در خلوت طور، با چهل روز به كمال نرسيد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#8000ff&gt;&lt;STRONG&gt;اينك، چهل روز است كه هر سبزه مى‏رويد، هر گل مى‏شكفد، هر چشمه مى‏جوشد و حتى خورشيد در طلوع و غروب، سوگوار مظلوم قربانگاه عشق است. چهل روز است كه انقلاب از زير خاكستر قلب‏ها شراره مى‏زند. آنان كه رنج پيمان‏شكنى بر جانشان پنجه مى‏كشيد و همه آنان كه شاهد مظلوميت كاروان تازيانه، اشك و اندوه بودند و همه آنان وقتى به كربلا رسيدند كه تنها غبار صحنه جنگ، بوى خون تازه و دود خيمه‏هاى نيم سوخته را ديدند، اينك برآشفته‏اند، بر خويش شوريده‏اند. شلاق اعتراض بر قلب خويش مى‏كوبند و اسب جهاد زين مى‏كنند. چهل روز است كه يزيد جز رسوايى نديده و جز پتك استخوان كوب، فريادى نشنيده، چهل روز است استبداد بر خود مى‏پيچد و حق در سيماى كودكانى داغدار و ديدگانى اشكبار و زنانى سوگوار رخ نموده است. اينك، هنگامه بلوغ ايثار است. هنگامه برداشتن بذرى است كه در تفتيده‏ترين روز در صحراى طف در خاك حاصلخيز قتلگاه افشانده شد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#8000ff&gt;&lt;STRONG&gt;اربعين است. كاروان به مقصد رسيده است. تير عشق كارگر افتاده و قلب سياهى چاك خورده است. آفتاب از پس ابر شايعه، دروغ و فريب سر برآورده و پشت پلك‏هاى بسته را مى‏كوبد و دروازه ديدگان را به گشودن مى‏خواند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#8000ff&gt;&lt;STRONG&gt;اربعين است. هنگامه كمال خون، بارورى عشق و ايثار، فصل درويدن، چيدن و دوباره روييدن. هنگامه ميثاق است و دوباره پيمان بستن. و كدامين دست محبت‏آميز است تا دستى را كه چهل روز از گودال، به اميد فشردن دستى همراه، برآمده، بفشارد؟ كدامين سر سوداى همراهى اين سر بريده را دارد و كدامين همت، ذوالجناح بى‏سوار را زين خواهد كرد؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#8000ff&gt;&lt;STRONG&gt;اربعين است. عشق با تمام قامت‏بر قله «گودال‏» ايستاده است! دو دستى كه در ساحل علقمه كاشته شد، بلند و استوار چونان نخل‏هاى بارور، سربرآورده و حنجره‏اى كوچك كه به وسعت تمامى مظلوميت فرياد مى‏كشيد، آسمان در آسمان به جست‏وجوى همصدا و همنوا سير مى‏كند. راستى، كدامين ياورى به «همنوايى‏» و همراهى برمى‏خيزد؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#8000ff&gt;&lt;STRONG&gt;مگر هر روز عاشورا و هر خاكي، كربلا نيست؟ بياييد همواره همراه كربلاييان گام برداريم تا حسينى بمانيم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://seraat.ParsiBlog.com/182603.htm" title="اربعين بلوغ عاشوراء" type="text/html" />
<author><name>خانگل زاده</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:seraat.ParsiBlog.com/172978.htm</id>
<updated>Wed, 21 Feb 2007 08:41:00 GMT</updated>
<title type="text">عجب دنيائي</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;بنام آنكه جان را فكرت آموخت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;BR&gt;
&lt;MARQUEE style=&quot;WIDTH: 740px; HEIGHT: 107px&quot; scrollDelay=140 direction=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مدّت زندگي محدود است، و هيچ كس بيش از عمرش زنده نمي ماند ،پس قبل از سر آمدن عمر ، آن را مغتنم بشماريد&lt;FONT color=#8080ff&gt; ))&lt;/FONT&gt;&lt;/MARQUEE&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#008040 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;گذر كردم به قبرستان صباحي&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بديدم ناله وافغان و آهي&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#008040 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;شنيدم كلّه اي باخاك ميگفت&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; كه اين دنيا نمي ارزد به كاهي&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#8080ff&gt;&lt;STRONG&gt;عمر فرصتي است براي يك مسابقه،مسابقه اي به نام «بندگي»؛وزندگي،ميدان مسابقه است.،از لحظه تولّد شماش معكوس شروع مي شود و هر لحظه كه مي گذرد فرصت كمتر مي شود؛&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#8080ff&gt;&lt;STRONG&gt;خيلي ها هستند كه قبل از تمام شدن فرصت ،به پايان مسابقه يعني «بندگي» مي رسند و خيلي ها هم، آن قدر گرفتار دنيا مي شوند كه نرسيده به نقطه پايان ،فرصت تمام مي گردد و براي هميشه «بازنده» خواهند ماند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#8080ff&gt;&lt;STRONG&gt;و چه خوب و نيكو فرموده پيامبر اعظم (ص) كه:((&lt;FONT color=#008000&gt;مدّت زندگي محدود است، و هيچ كس بيش از عمرش زنده نمي ماند ،پس قبل از سر آمدن عمر ، آن را مغتنم بشماريد&lt;/FONT&gt; ))&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#8080ff&gt;&lt;STRONG&gt;ميدوني اين حديث شريف جواب چه كساني&amp;nbsp; است؟!&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#8080ff&gt;&lt;STRONG&gt;پاسخ به اونهائي كه چسبيدن به دو روز اين دنيا وهرچي از عمرشان هم كه ميگذره بيشتر عاشق چشم و ابروي دنيا ميشوند،هرچي هم بهشون ميگي بابا يك روز اين دنيا بودنت به آخر ميرسه ،كمي هم به فكر اون دنيا ي خودت باش &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#8080ff&gt;&lt;STRONG&gt;ميگه : بابا اون دنيا رو كي ديده ؛فعلا اين دنيا رو داشته باش ،اون رو ،حالا يك كارش ميكنيم .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#8080ff&gt;&lt;STRONG&gt;چرا ما انسانها&amp;nbsp; اينطوري هستيم كه قدر بهترين نعمت الهي يعني عمر&amp;nbsp; و زندگي را نميدونيم ؟خونه&amp;nbsp;،ماشين ،ويلا ، آخرش به كجا؟!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#8080ff&gt;&lt;STRONG&gt;آخرش به يك&amp;nbsp;منزل كوچك و تاريك كه هيچ كس نيست&amp;nbsp; به داد ما برسه جز اعمال&amp;nbsp; نيكمان ،وتمام آن مال ومنال را ميگذاريم براي بستگان مان تا اونهاهم مثل&amp;nbsp;ما سرگرم سرگرميهاي موقّتي اين دنيا شوند&amp;nbsp;،و غافل از دنياي ابدي خويش ....&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#8080ff&gt;&lt;STRONG&gt;چه خوب است كه از زندگي ديگران كه داراي ثروت فراوان بودند و دست خالي رفتند داخل قبر ،درس بگيريم وكمي هم به حال خودمان در دنيائي ديگر&amp;nbsp;،امّا نه موقّتي بلكه ابدي فكر كنيم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial color=#800040 size=1&gt;براي طرح سوالات خود در زمينه موضوعات قراني روي &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.pasokhgoo.ir/fa/node/add/question&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000000 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;اينجا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=Arial color=#800040 size=1&gt;&lt;STRONG&gt; كليك كنيد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;به اين وبلاگ مفيد&amp;nbsp;هم سري بزن&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://kalamenoor.parsiblog.com/&quot;&gt;نكته هائي از قرآن&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://kalamenoor.parsiblog.com/&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://i15.tinypic.com/2czexq9.gif&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://seraat.ParsiBlog.com/172978.htm" title="عجب دنيائي" type="text/html" />
<author><name>خانگل زاده</name></author>
</entry>

</feed>